
اولین باری که تصمیم گرفتم در مورد دست برداشتن از قضاوت دیگران بنویسم تو حرم امام رضا بودیم. با ثمین تو صحن حرم رو به قبله نشسته بودیم و منتظر شروع نماز بودیم که ثمین گفت "عکس رو تیشرتش رو دیدی؟!" "کدوم؟!" و ثمین جوونکی رو نشونم داد که از ما گذشته بود و من چیزی جز مدل موهاش و شمای کلی سوسولیش نمیدیدم، گویا رو تی شرتش عکس یکی از مقامات بلند پایه ی کشوری و لشکری بوده! گفتم "چقدر بهش نمیاد" ثمین هم به چادری که سرمون بود اشاره کرد و گفت "مگه از رو ظاهر میشه فهمید؟! ما خودمون چقدر به لباس مون میایم؟؟!...
ادامه مطلب