نیلوفرانه

خرید بک لینک
نیلوفر پرسید میدونید"کادح"یعنی چی؟

بعد خودش گفت "کادح یعنی در حال حرکت،یه حرکتی که جبریه و با اختیار انتخابش نمیکنیم!"

وقتی ایه میگه "يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ" یعنی ای انسان تو داری به سمت پروردگارت حرکت میکنی و این به اختیار خودت نیست. خداوند اخر جاده منتظرت نشسته.

تو ایه های بعد یه چیز جالبی میگه،

میگه بعضیها نامه اعمالشون رو میدن به دست راستشون که اونا خوش بحالشونه،
یک عده هم نامه اعمال رو از پشت سر بهشون میدن!

بعد نیلوفر دوباره همون قیافه ی پیروزمندانه ی همیشگی روبخودش گرفت و گفت "خب حالا یکی به من بگه نامه اعمال رو چرا از پشت سر میدن به اونا؟؟ مگه قبلا نمیگفتیم از دست چپ بهشون داده میشه؟!"

بعد برای اینکه مطالب تو ذهن ما جا بیفته پا شد و از اول شروع کرد :
"گفتیم کادح در لغت به معنای حرکت اجباریه!یعنی اینکه ما همه مون،چه بخوایم و چه نخوایم داریم به سمت ملاقات با خداوند پیش میریم،یه عده ای روشون به سمت خداونده و با اشتیاق به سمتش میرن و اونجا نامه ی اعمال شون رو به دست راستشون میدهند!"

بعد ناگهان نیلوفر 180 درجه چرخید و درحالی که برعکس حالت قبلش قرار گرفته بود گفت " اما یه عده روشون به دنیاست!پشت شون به خداست!"

بعد درحالی که عقب عقب گام برمیداشت گفت "درسته که خداوند آخر جاده منتظرشون نشسته،اما اونا دارن دنده عقب حرکت میکنن،چون نمیخوان پشت شون به دنیا باشه!این ادمها درحالی به خدا میرسند که پشت کردند بهش!و وقتی بهش رسیدن،اون لحظه تازه میفهمن یه عمره جهتشون اشتباه بوده و دیگه اون موقع برای برگردوندن روشون به سمت خداوند خیلی دیر شده،بهشون اجازه ی برگشتن نمیدن و نامه ی عملشون رو از پشت بهشون میدن،اونا به خدا میرسن ولی اجازه دیدنش رو ندارن! وقتی یک عمر پشت بهش قدم برداشتن..."
تو ایات بعد از "شفق" میگه، نیلوفر گفت شفق به معنای رنگ به رنگ شدن اسمون هنگام غروب خورشیده
بعد از تاریکی شبها میگه و اینکه هر ساعتی که میگذره بر تاریکی شب افزوده میشه
بعد از ماه میگه که در شب اول ماه ِ قمری، هلال باریکی هست و هر شب بر قسمت روشنش افزوده میشه تا به ماه ِ شب چهارده برسه
بعد نیلوفر گفت که اینا همه اش به هم مربوطه وقتی تو ایه بعدش میگه "لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ" یعنی میخواد بگه ای ادمی که تو مسیر اجباری به سمت خدا قرار داری، اینجوری نیست که یه دفعه بیفتی تو یه جاده ی مستقیم و بگیری بری جلو برسی بهش، همه چی مرحله به مرحله است!مثل شب که کم کم به تاریکی اش افزوده میشه!مثل ماه شب اول که کم کم به روشنی اش افزوده و میرسه به ماه شب چهارده.همه چی مرحله به مرحله رخ میده!

بعد نیلوفر به قیافه های تو فکر رفته مون نگاهی انداخت و گفت هر لحظه و هر نفست یه انتخابه، تو میتونی مثل شب باشی که هر ساعت تاریکتر از ساعت قبله، یا میتون مثل ماه باشی که هر شب به روشناییش اضافه میشه!! طبقا عن طبق!!

بعد نیلوفر گفت " تو هر لحظه ، تو هر مرحله باید ببینیم چی بخدا نزدیک مون میکنه و کدوم وری بریم که رومون بخدا باشه، گاهی مسیر رسیدن بخدا کلاس زبان رفتنه، گاهی شستن ظرف هاست، گاهی درس خوندنه و گاهی کمک به یه عابر پیاده ای که نمیشناسیمش،گاهی حتی خوابیدنه..."

خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نیلوفرانه, نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:01

صفحه بندی