خواجه نگهدار مرا...

خرید بک لینک


بنظرتون عجیب نیست؟!
اینکه چجوری آدمها میتونن به چیزی افتخار کنن که با تلاش خودشون بدستش نیاوردن،
مثلا شما همین برتری جویی تو ماه های تولد رو در نظر بگیرید!
طرف یه جوری میگه من یه خرداد ماهی باهوش و مدبرم،
یه اسفند ماهیِ مهربون،
یه ابان ماهیِ مغرور ولی خوش طینت،
یه مرداد ماهی زیرک و شاد،
یه فروردینی خوش اخلاق،
یه بهمن ماهی جذاب و دوست داشتنی!

که هرکی ندونه فکر میکنه #دی_ماهی هستن! :دی

خواجه نگهدار مرا......

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 13:25

+یه جایی وسط اون همه مغازه های موتور و پمپ و فلان با خودم گفتم ببین اصلا یه دونه خانوم دیگه تو این خیابون میبینی؟! و همون لحظه چشمم به خانومی افتاد که اون سمت خیابون بود. بعد از مدتی هم ناپدید شد و هی خواجه نگهدار مرا......ادامه مطلب

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:18

همین جوری که تو مسیر دانشکده به این فکر میکردم که حالا چجوری به استاد بگم، چشمم به استاد افتاد، ناگزیر مسیرم رو بسمتش منحرف کردم و با دلشوره بهش گفتم MFC کار نمیکنه! MFC یه دستگاهی برای کنترل شارش جرم خواجه نگهدار مرا......ادامه مطلب

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:18

از خودم ناراضی ام.خیلی زیاد. شاید یک جورهایی از خودم خسته شدم. شاید هم هنوز خسته نشدم اما چیزی که مشخص است این است که دیگر مثل سابق نمیتوانم با خودم حال کنم. چرا؟! خب داستانش مفصل است. یک چیزهایی توی خواجه نگهدار مرا......ادامه مطلب

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:18

روی اون نیمکت بغل خیابابون سهرودی، نزدیک کوچه بیشه، نشسته بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم! اول با استادم تماس گرفتم!که قاعدتا کاری ازش بر نمیومد و درحالی که اون هم حالش گرفته شد، گفت حالا چاره ی دیگه ای نداریم دیگه، باید صبر کنید!درجوابش تقریبا یه کم غر زدم و استاد صبورم خیلی منطقی قانعم کرد که راهی جز صبر کردن ندارم!بعدش زنگ زدم به ثمین! و ازش خواستم اگه وقت و اینترنت داره، برام یه شرکت پیدا کنه که بتونم چیزی که لازم دارم رو ازش بخرم! و یه جوری که خودم کاملا متوجه غیر منطقی بودن حرفم بودم گفتم "البته شرکت های زیادی این قطعه رو ندارن و اونایی که تو سرچ کردن پیدا میشد رو خودم زنگ زدم و قطعه ی مورد نظرم رو نداشتن!"ثمین در حالی که گیج شده بود پرسید که پس ازش میخوام که چیکار کنه؟!منم صادقانه گفتم که "نمیدونم! فکر نکنم کار خاصی بتونی بکنی!"و ازش خواستم که فراموشش کنه!ولی! ولی چند دقیقه بعد میون اسکرین شات هایی که از سایت شرکت ها برام فرستاده بود، یه شرکت جدید که اسم عجیب غریبی هم داشت پیدا کردم و در کمال ناباوری یه ساعت بعدش قطعه ام تو دستم بود و با خودم میگفتم یادم باشه فردا به استاد بگم کی قطعه رو برام پیدا کرد! خواجه نگهدار مرا......ادامه مطلب

ما را در سایت خواجه نگهدار مرا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی